طب فرانسه در مقايسه با بولونيا بيشتر كهنه و متروك بود و براي كسب اطلاع از كشفيات‌ جديد بهترين كاري كه فرانسويان مي‌توانستند بكنند كسب خبر از تبعيديان ايتاليايي بود كه در ميان آنان‌، از قبيل لانفرانچي و كوروي بودند.
ج‌) اسپانيا. تعدادي رساله‌هاي اسپانيايي مربوط به بيطاري و دام‌پزشكي در دست است كه‌ ممكن است مربوط به اين دوره باشد. با انتشار رساله‌هاي متعدد از همان قبيل در سيسيل تاريخ‌ تأليف آنها موثق‌تر به نظر مي‌رسد، ولي اين مطلب به اثبات نرسيده و محتاج پژوهش‌هاي‌ بيشتري است‌.
سه پزشك عمده‌ٴ شبه جزيره‌ٴ اسپانيا دقيقاً اسپانيايي نبودند، يكي پرتغالي‌، و دو تن‌ كاتالونيايي بودند.
پدروي اسپانيايي كه هشت ماه‌، (1276 ـ 1277) با نام يوحناي بيست و يكم بر مسند پاپي‌ نشست رساله‌هاي طبي متعددي نوشت‌، مخصوصاً گنج درويش او شايد معروف‌ترين كتاب‌ طبي تا زمان رستاخيز بود؛ هم‌چنين‌، رساله‌اي در باب بيماري‌هاي چشم تأليف كرد. وي در معارف يونان و عربي موجود به زبان لاتيني مطالعه‌ٴ عميقي كرد و گواه آن شرح‌هاي اوست بر آثار بقراط، جالينوس‌، تئوفيلوس‌، حنين بن اسحاق‌، اسحاق اسرائيلي‌، ابن جَزّار.
آثار طبي آرنولد ويلانووايي بيش از پدروي اسپانيايي بود (حتي اگر در نظر بگيريم كه‌ بسياري از آنها منحول است‌)، ولي هيچ‌كدام رواج چنداني نيافت‌، البته غير از تحرير دستور تندرستي‌. در فهرستي كه از آثار او داريم‌، و احتمالاً ناقص است‌، به قريب چهل و پنج رساله‌ٴ طبي‌ اشاره شده است‌، به علاوه‌ٴ چهار شرح بر آثار بقراط و جالينوس و نيم دوجين ترجمه از عربي ــ رساله‌هاي جالينوس‌، كندي‌، قسطابن لوقا، ابن سينا، ابوالعلا زهر، ابوالصلت‌.
تعداد كمي رساله‌هاي طبي هم در دست است كه نام رامون لول در آنها آمده‌، ولي صحت‌ انتسابشان محقق نيست‌. رامون پزشك نبود،ولي كاملاً احتمال دارد كه خود را پزشك مي‌دانسته‌، درست همان‌طور كه برخي كتابداران به خاطر آشنايي با فهرست عناوين مربوط به يك موضوع‌ تصور مي‌كنند از آن موضوع آگاهي دارند. خطاي منطقي‌ِ رامون هم درست از همان قماش بود، او قالب معرفت را با واقعيت معرفت اشتباه مي‌كند، و بدبختانه حتي درك نمي‌كند كه يك قالب يا طبقه‌بندي خوب را نمي‌توان به جاي معلوماتي كه آن را پر مي‌كند عرضه كرد. ارزش يك‌ طبقه‌بندي مربوط به دامنه و عمق استقرائاتي است كه بر آن مبتني شده‌؛ يك طبقه‌بندي كاملاً قياسي‌، يا طبقه‌بندي كه شالوده‌ٴ تجربي آن ضعيف باشد، كاملاً بي‌فايده است‌. تقريباً بايد از آثار طبي رامون لول صرف‌نظر كرد، ولو بدان سبب كه اين رسالاتش معرف طرز تلقي خاصي نيست‌ كه مورد توجه مورخ باشد.
د) انگلستان‌. تنها نويسنده‌ٴ انگليسي در زمينه‌ٴ پزشكي بيكن بود. آثار او در اين باره اصيل‌